دیگه نفس کشیدن واسم آسون نیست
دیگه دنیا واسم قشنگ نیست
فکر کنم افسرده شدم
نمی تونم یه تصمیم درست بگیرم
کاش از این پریشونی رها میشدم
همه چی واسم تکراری شده
باید یه تکونی بخورم وگرنه سر از تیمارستان در میارم
قرار بود پنجم بریم سفر خوشحال بودم که یه تنوعی میشه واسم
ولی سفرمون به دلایلی کنسل شد اینم شانس منه دیگه!
اصلا این روزا زندگیم بدجور ریخته بهم
ای خدا یه هفته دیگه دوباره درس شروع میشه...اینترمی مشروط نشم خوبه
مثلا خواستم این ترم معدل الف بشم با این اوصاف حتما میشم
ولی میدونم که میشم...حالا میبینی(به خودم روحیه بدم )
من برم دیگه چرت و پرت زیاد گفتم...بدرود عزیزان
نظرات شما عزیزان:
|